چرا مصالحه ممکن نیست؟

دولت کرزی در سال ۲۰۱۰ طرح صلح با طالبان را مطرح کرد که دارای دو مقوله مفهومی “مصالححه ملی” و درهم آمیزی یا “انتیگراسیون” بود. مطابق طرح گروه های
طالب که به فرآینده مصالحه می پیوندند، پس از دستکشی از جنگ باید در جامعه جذب و درآمیزند. نه اولی صورت گرفت و نه دومی.
به عقب برگردیم و به مشی مصالحه ملی دوران پریزدنت نجیب الله. علی رغم تلاش های زیاد ماسکو و کابل فرآیند تحقق مصالحه خیلی بطی بود. علت های مختلف در عقب آن نهفته بود که بخشی آن در مقاله یی ” بازنگری تجربه کمونیستی در افغانستان” در روی سایت می توان مطالعه نمود.
سال ۱۹۹۰ امکان میسر شد تا با ببرک کارمل ملاقات نمایم. بحث روی مصالحه ملی و اختلافش با شوروی ها کشید. وی گفت: ” شناختی که از افغانستان دارد به شوروی ها گفت، مصالحه را نمی توان از موضع ضعف نمود. شما باید مرا تا حدی تقویت نمایید تا مجاهدین یا بخشی از آن را شکست دهیم که بالآخره به مصالحه برای بقا تن در دهند. در غیر آن آنها به جز از سقوط حاکمیت حاضر به تقسیم قدرت نیستند.”
در سال ۲۰۱۲ فرصت دیگر فراهم شد تا با زلمی خلیلزاد ببینم. نظر وی همانگونه بود که کارمل می پنداشت. خلیلزاد می گفت باید طالبان را شکست بدهند تا آنها از روی ناچاری و برای بقا حاضر به مصالحه شوند. مصالحه در وضعیت کنونی ممکن نیست.
مسأله اساسی اینست که مصالحه با کی؟
نخست گروه طالبان یک گروه یک دست یا هوموژن نیست که دارای یک مرکز واحد باشد. درینمورد به مقاله این قلم در همین شماره تحت عنوان “پایگاه اجتماعی و منابع اقتصادی طالبان” توجه شود.
دوم مصالحه با یک گروهی صورت می گیرد که پارادایم آنها از دولت پیشا مدرن و امارتی است.
سوم دولتی که هنوز در درون خودش نیاز به مصالحه دارد و فارغ از درگیری هایش نیست پیامی هم به برون داشته نمی تواند.
و چهارم وقتی متحدین خارجی پیوسته از فساد و ناکارآیی دولت نقد می کند، پس این بمبی است که در واقع زیر پای متحدینش می گذارد تا مخالفین آن تشجیع بیشتر شده و دولت ضعیف باقی بماند.
باید از تجربه شکست مصالحه ملی حزب دموکراتیک خلق افغانستان/وطن آموخت.

نوشته فیاض بهرمان نجیمی

شما ممکن است این را هم بپسندید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *