ناتو ـ افغانستان

*جلسه اخیر ۸ ـ ۹ جولای ۲۰۱۶ ناتو در وارسا نشان داد که غرب از جنگ افغانستان خیلی خسته شده است.

* ولی جنگ افغانستان بی فرجام است. چرا؟

جنگ افغانستان گویا دراز ترین جنگ در تاریخ ایالات متحده امریکا و برای پیمان اتلانتیک شمالی (ناتو) است. جنگ افغانستان از گفتمان روزمره و همچنان افکار عمومی  جوامع غربی بیرون شده است. حتا کارشناسان بدان کمتر مشغول اند. ژورنالیستان به شوخی نوشتند، وقتی بحث افغانستان در آجندای سران ناتو مطرح شد، عده یی گفتند: “مگر آنجا هم چیزی اتفاق افتاده است؟”

به قول روزنامه “زیود دویچه تسایتونگ آلمان” یک مقام ارشد ناتو گفت: افغانستان به گذشته تعلق دارد.

ناتوی جدید، ناتوی پیشین است. اما الویت های آن تغییر نموده و تروریسم  و جنگ با آن چونان اهمیت روسیه را ندارد. خطر روسیه همه متحدین را تهدید می کند و باید بودجه های نظامی افزایش یابد. در حالی که همین اکنون بودجه نظامی کشور های عضو پیمان ناتو ده برابر بیشتر از بودجه نظامی روسیه به اضافه چین است.  انحصارات نظامی ـ صنعتی به فروش فرآورده هایش نیاز دارد. در پس جنگ عراق تا جنگ های داخلی در لیبیا و سوریه دیده شد، که علاقمندی به فروش سلاح تا کدام حد است. مسایل حقوق بشر و هومانیسم جز رویکردی برای برنامه های تسلیحاتی نیست.

با وجود این که در تبلیغات رسمی اهمیت افغانستان دست کم نشان داده می شود، اما واقعیت چنین نیست. افغانستان کماکان ارزش ژیوپولتیکی و ژیوستراتیژیکی و حتا ژیواکونومیکی خود را حفظ نموده است. افغانستان یک فرصت بزرگی است برای تسلط بر آسیا. موقعیت جغرافیایی افغانستان این امکان را به کشور های ناتو و در رأس ایالات متحده امریکا داده است تا در قلب ایروآسیا پایگاه مطمین برای فشار علیه روسیه و چین داشته باشند. دیر یا زود در افغانستان نیز سیستم های ضد موشکی نصب خواهد شد.

پذیرش ۵ میلیارد دالر هزینه برای قوای مسلح افغانستان معنای آن را نمی دهد که همه برای افغانستان به مصرف می رسد. نیم آن برای خرید سلاح های کهنه به مصرف خواهد رسید که هیچگاه به افغانستان نمی آید، بخش آن برای مصارف خودی. یک بخش کوچک آن در خدمت قوای مسلح افغانستان قرار خواهد گرفت. گزارش های “سیگار” در سال گذشته نشان داد که به چی مقدار پول کمکی به افغانستان رسیده است.

پایان تونل جنگ افغانستان را، اگر کمک های با اهداف ستراتیژیک نباشد می توان مشاهده نمود، اما هدف چیز دیگریست. اگر هدف ختم جنگ و ایجاد دولت دوست، دموکراتیک و با ثبات می بود، باید:

ـ کمک می شد تا فرآیند دولت سازی مدرن دوام یابد.

ـ قوای مسلح افغانستان به گونه دقیق ساخته می شد و تقویت می گردید.

ـ اسلحه یی سنگین در اختیارش قرار داده می شد.

ـ قوای هوایی کارآ ایجاد می شد.

ـ عوامل جنگ بررسی و ریشه های اجتماعی  و اقتصادی آن شناخته و خشکانده می شد.

و ده ها موضوع دیگر.

موضوع حضور تا ۲۰۲۰ و بعد از آن روشن است. تا  سال ۲۰۲۰ چین و روسیه به پایان دور اول مدرنیزه سازی قوای مسلح شان دست می یابند. تا این زمان باید هر طوری که شده به آنها ضرر وارد شود و افغانستان یکی از مناطق مهم برای اجرای برنامه های بزرگ ستراتیژیک است.

چالش بزرگ و خطرناکی فرا روی آینده افغانستان است. افغانستان در بازی های خطرناک جهانی یکی از هدف های خواهد بود، که  بر هست و بود آن تاثیر می گذارد.

شاید ۵ میلیارد دالر کمک سالانه لقمه یی باشد گلوگیر.

دیدگاه

شما ممکن است این را هم بپسندید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *