قهرمان تا قهرمان است

سپاسنامه

از قهرمان امير ارسلان رومي كه شروع كنيم تا قهرمانان قبل از يهود و نصارا و قهرمانان بعد از اسلام و تمامي قهرمانان تاريخي جنگي و خلاصه حقيقي و تخيلي گرفته تا قهرمانان مجازي و سليقه يي همه اش پيش من افسانه اي بيش نيستند . براي من قهرمان اصلي و واقعي و قابل تجليل و تقدير و تامل تمام مردماني استند كه در افغانستان زندگي ميكنند . تمام مردمان كابل قهرمانان افسانه هاي هزاران سال بعد ما استند . قهرمانان كه با خون خود و خود تاريخ مي نگارند .من كه با هزار سرگرداني روزمً را درازي يك لقمه نان آبرومندانه در اروپا در كلاس هاي مكتب به شام ميرسانم . شب كه در خانه مي ايم به فكر قهرمانان قصه هاي خود ميشوم . قهرمانان من مردماني استند با رژيم فاسد و قانون ستيز مافيايي دست و گريبان استند . قهرمانان اصلي قصه هاي روز ها و شبهاي من كه در غربت به سر ميبرم تاكسي رانان شهر كابل استند كه جاده ها را به پس كوچه ها وصل ميكنند و جگر شان بوي دود ديزل سوخته ميدهد . قهرمانان اصلي و حقيقي من آن كودكان دوره گرد كابل استند كه با يك بسته ساجق نيم ساعت راه ما را دنبال ميكنند و ميگويند : خاله يك ساجق خو بخر .

قهرمانان اصلي من و داستان هاي نا گفته و شعر هاي ناسروده ام فرحناز فروتن ، ويدا ساغري صحرا كريمي فاطمه عاشوري اناهيتا فروغ و تمامي زنان و دختران استند كه با پسوند ها وًپيشوند هاي ضميمه اي نام هاي قشنگ شان هر روز صبح خانه هايشان را با دست خالي به مقصد مبارزه در راهي ترك ميكنند كه شام هيچ اميد بازگشتي برايشان نيست . فرح هاي كه هر آن امكان دچار شدن شان با گروه هاي است كه در ملاي عام فرخنده ، فرخنده شان كنند . اصلاً در آن جامعه قهرمان ساز و قهرمان سنج كه خبري از قهرمانان زن در آن نيست و ما هر روز شاهد پرپر شدن هزاران لإله هاي خونين اش استيم . هزاران زن قهرمان نفس ميكشد . قهر مان زن در داستان هاي دود و خاكستر آن سر زمين براي من زناني استند كه براي زهرا ها حق طلبي ميكنند و براي به دست اوردن عدالت خيمه اي تحصن بر پا ميكنند . جامعه اي كه اكثريت مردان اش تا خرخره در افراط و زن ستيزي ، اصلا انسان ستيزي غرق استند . آن فاتحان كاذب كه خود شان قرباني هاي بيش نيستند نيز براي من صفت قهرمان را دارند .

يك روز زندگي كردن در كابل با آن ترافيك و دود و غبار ريكارد قهرماني بستن است .

من امروز به پاس رنج مردم كابل و به تجليل از سرزمين قهرمان ساز و شهيد پرور از همين دريچه إعلام ميكنم كه ما هاي كه از بد روزگار ترك وطن كرده ايم و ديگر درآن سر زمين با مردمانش همراه و هم ركاب نيستيم حد اقل كاري كه ميتوانيم انجام بدهيم اين خواهد كه مردمان خودمان را قهرمانان قصه هاي خود قبول كنيم .

ضمن اينكه از مهرباني تمام عزيزان تشكر ميكنم به صراحت ميگويم كه شما واقعن قهرمان استيد .

مهمان نوازي لبخند و صفاي تان به ميليون ها ارزش دارد . ما بسيار چيز ها را از زندگي داريم كه شما از داشتن اش محروم استين مثلا امنيت مالي و جاني ( گذشته از قضا و قدر ) و رفاه و شرايط نسبتن بهتر زندگي ولي دردا كه از ميان ما افغانهاي مقيم غرب بسيار چيز ها رخت بر بسته است . ما همه چيز داريم ولي دل و گرده اي لبخند با صفاي شما را نداريم . ما ماهيانه اي پر كيفيت و خوب داريم ولي شما سفره اي باز داريد صفا داريد صميمت داريد . ما حتي جگر تعارف را نداريم ….من ارزش آن پياله اي چاي را كه انتشارات اميري روي فرش خاك خورده براي من تعارف كردند را به هزار گيلاس قهوه اي ايتاليايي و تُرك برابر نخواهم كرد . من لذت خوردن آن بشقاب لوبياي را كه با مادر عزيز جان در سفره اي إفطاري روزه هاي شش و يك اش خوردم را با هزار كباب فليه گوسفند اين هايي كه در رفاه براي من پيش كش كنند برابر نمي كنم . اينها در اوج داشتن در گيرو دار تعارف اين كار را ميكنند ولي آن صفا و يكرنگي چيزي ديگر است ……آه كه پدرم براي روز آمدنم براي چاي صبح برايم حلوا پخته بود …..بغض ….اشك …..و ديگر هيچ ….بعضي از چيز ها و اتفاقات در زندگي انسان جبران نا پذير اند مثلا آمدن مادر بيمار داكتر را دمنش تا ميدان هوايي كابل در آن هواي گرم غير قابل جبران است . من از تمام روز هايكه دركابل بودم خاطره ساختم مثلا دعوت از من در آريانا را توسط دوستان وًعزيزانم خاصتن ويدا ساغري را چگونه ميشود جبران كرد . محبت و عياري آقاي دانش را . كار و زحمت بدون پاداش علي و دست اندركاران برگزاري بر نامه خوانش شعرم و آمدن مهمانان در آن ترافيك افتضاح كابل و بسياري چيز هاي كه فقط ميتوانست در زندگي زن خوشبختي چون من اتفاق بيافتند .

فرشته جان عزيز بگذار اينجا نيز از ريختن اشك بي رَيَا و با صفايت ازت تشكر كنم . تو خيلي خوبي مادرت مادر منهم است يادت نره !
ديدار مريم دوست دوران مكتبم بعد از سالها همش اتفاقات خوب اين سفر بود .

همانطوري اتفاقات خوب جبران ناپذيرند اتفاقات بد نيز جبران نا پذير اند مثلا دست اندر كاران تلويزيون ميترا و خورشيد از من آزرده شدند وقت نكردم بروم . به هزار دليل موجه وًنا موجه ….وًخراب 🙄مثلا همين زرير خودمان شاعر بچه اي بدخشاني از من به خاطر نرسيدنم به برنامه اي ادبي سخت رنجيده 😥

خلاصه باورم كنيد شما همگي قهرمان استين به تمام معني قهرمان و براي من قهرمان باقي ميمانيد . من بعد از اين ذره بين در دست نمي گيرم و دنبال قهرمان نميروم شما قهرمانان من استيد . به احترام تمام داشته ها ي معنوي تان سر تعظيم فرود مياورم از تان به خاطر تمام خوبي ها مهرباني ها و بودن تان در كنار من و زيستن تان با سربلندي با هزار مشقت تشكر ميكنم .
الهي كه دير سال زنده باشيد.

مژگان ساغر

آگست 2016

انتخاب ناب 

شعرام ، ترانه‌ام، سخن‌ام ، سوز و آه نه

من انتخاب ناب تو ام، اشتباه نه

تو آفتاب ، صلح و صفایی به چشم من

آبی، بنفش ، سبز و سپيدي، سياه نه

دستم بگير، فال بزن، شعر تر بخوان

در من سراغ عشق بیایی، پناه نه

من اضطراب ، درد و جنونم درین سفر

چون باد سرکشم به خدا سر به راه نه

هر روز یادهای تو، هر شام خواب هات

مهرت ثواب باشد و عشق ات گناه نه

من از جهان فقط به تو دل بسته ام عزيز

حتا به یوسف رها شده از عمق چاه، نه

بُردم نصيب نيست به شطرنج عشق ليك

ماتم به احترام تو، كِشتم ز شاه، نه

اين روز ها رواج شده عشق با شكست

تو سهم ديگري ! نه نگو ، ني …..آه نه

مژگان ساغر

كابل 16.07.16

شما ممکن است این را هم بپسندید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *