در پیوند با حجاب اجباری دانشجویان هرات

به نام خداوند دادگر

افغانستان در تعریف تاریخی اش، سرزمینی است با پیشینه مملواز تمدن و فرهنگ. در این سرزمین تاریخی هرات شهری است با تعریف شعر و شعور. ساکنان افغانستان، هرات را شهری باستانی، مهد تمدن، سرای شور و شعر می دانند و همواره حرمت این اوصاف را داشته اند.

اما آنچه که در تمام این سال ها، چون زخم چرکین، متعفن و کرم زده ـ به پهنای کل سرزمین  مان ـ ریشه دوانده، افکار و ایدئولوژی های غالبی است که نه ریشه در دین دارد نه در تمدن. مردمان آزادی خواه سرزمین مان از هرات تا همه جای آن جغرافیا، هر هنگامی  که سر زدند، بی سر شدند.

 این نوشته بیان عصیان نسلی  است که نشان از آزادگی و قدرت دارد. نسلی که هر چند به جنس تقسیمش کردند و راه  انسانیت را برایش صعب العبور  نشان دادند اما کم نیاورده است…هرات در کنار تمدن، شعر، شور و شعورش، سال هاست مقام اول را هم در خودسوزی زنانش دارد ـ بانوانی که پس از پیشرفت اکنون از خودسوزی به خودسانسوری رسیده اند…زنانی که در پوشش برقعِ نظامِ طالبانی، خواب پرنده شدن دیده اند و با پوشش چادرنماز های گل‎دار دوره دموکراسی خواب بهاری شدن…

به حتم دختران و پسران هرات می دانند، دانشگاه محل آموختن نوعی از دانش است که به انسانیت ختم شود. آنها برای الگو یافتن و الگو شدن، تمام مسیرهای شرف و دانش را می جویند و می پویند. همان قشری که عزم کرده است، حافظ میهنش باشد و به هر گونه تبعیض سیستماتیک و هدفمند جنسیتی، زبانی و قومی نه بگوید. همان نسلی که آبروی شهر  هرات باستان است و در هیچ سیاهی و سیاه‎پروری سهم ندارد، الحمد الله.

 اما در کنار این انقلاب فرهنگی و آموزشی جوانان، متاسفانه نظام طالبانی هم قدمت تاریخی خویش را یافته است و بُستان این شهر باستانی را ویران کرده است. سال هاست هرات در خفقان مسموم کننده ایدئولوژی های مذهبیون افراط‎گرا مسموم می شود و دم نمی زند.

هرات باستانی همان شهری است که بزرگانِ کوچکش موسیقی را حرام می دانند و مسیر کُنش های فرهنگی جوانان ترقی‎خواه را هم در آغاز سال نو مسدود می نمایند و هم در آغاز راه دانش. باید بدون تعصب بپذیرم ما هراتیان  در این شهر باستانی پیش از  درک نظام سیاسی طالبان، طعم فرهنگ طالبانی را توسط خودی های خودستیز، چشیده ایم. ما به خوبی به یاد می آوریم پسران جوان ما نیز در دوره های متفاوت سیاسی، اقتصادی طعم تلخ خشونت های مکرر را مزه کرده اند.  به امتداد و در پیوند با این خشونت های هدفمند و خاموش نمودن صدای سرود جوانان این روزها، بلایی که اهل اسلام ـ خوش پوشان بداندیش ـ بر سر  اصل اسلام می آورند نابخشودنی‎ و برابر با جنایات داعشیان و طالبان است.

 شکستن حریم شخصی دانشجو و حرمت نگذاشتن به فضای اکادمیک با تاکید بر جنسیتی کردن دانشگاه، جنایتی است که ریشه یک نسل نونگر و نو پوه را در نطفه تغییر می دهد و یک سرزمین را به بحران بی هویتی می کشاند. کُدگزاری های جنسیتی با جدا کردن پسران و دختران در محیط دانشگاه ها، حجاب های اجباری با تاکید بر یک جنس مشخص، اجازه فعالیت دادن  به گروه های تندروی اسلامی در فضاهای آموزشی و دیگر برخوردهای تبعیض گرایانه‎ روز به روز بر فاصله بین دانش و دانشگاه می افزاید.

چنان که جوانان ما باخبرند بعد از بالا رفتن پرچم داعش در دانشگاه ننگرهار، اینک گروه دیگری پرچم  شیطانی طالبان را آرام آرام با بیان انواع حجاب های اجباری در دانشگاه هرات به اهتزار درآورده اند تا بدین ترتیب فضای اکادمیک را هر چه بیشتر بر دختران پاک سرشت و پاک دامن ما تحمیل کنند و بر پسران ما به دیده شک و انکار جنسی  بنگرند. دختران افغانستان در هر جای آن جغرافیا با تکیه بر شرم و شرافت همواره کوره راه‎های باقی مانده از تفکر طالبانی را از دهه های دور تحمل کرده اند و دم نزده اند.  اما از آنجایی که  دختران سرزمینمان معجزه صبوری حضرت ایوب را هم به امتحان گرفته اند، دیگر  سر صبوری و سکوت  ندارند.

 اینک با کمال افتخار و شعف اعلام می نماییم که در کنار این دختران آزاده، آگاه، باشرفِ دانش خواه، پسران معتقد، متعهد و متمدن هم ایستاده اند تا از  استقلال و انتخاب  نوع حجاب دختران سرزمین شان حمایت کنند و نشان دهند که وارد کردن هر گونه سلیقه جنسی و شخصی بی پایه از طرف مسئولین  توهین به فضای درسی،  توهین به هم صنفی  و توهین به قشر انسانیت است …این انسان های آزاده و متمدن، مقتدرانه و مصرانه خواهان توضیحِ  توهین  رفته بر دانشجویانی هستند که نگاه فراجنسیتی خویش را بر محیط آموزشی تعمیم داده اند و تنها دغدغه شان پیشبرد امور درسی  است. این گروه دانش‎پژوه در هرات و بیرون از هرات خواهان معذرت خواهی  مسئولین دانشگاهی هستند که هنوز در بند هوای نفسانی، حضور جنسی شان بر حضور آکادمیک شان می چربد.

دانشجویان سرزمینمان به عنوان قشر فرهیخته، خواهان بررسی و محو بسترهای سیاست طالبانی در تمام دانشگاه ها هستند. آنها خواهان مدیرانی بدون وابستگی به مرکز قدرت، ثروت و ایدولوژی ها افراطی هستند که با اتکا به ظرفیت های سالم و بالقوه موجود، تاثیر مثبت بر روند دانش پژوهی و دانش پروری داشته باشند. مدیرانی که بتوانند نماینده تفکر جوان باشند نه مرعوب نگاه های افراطیون مذهبی چوکی خواه.

   دانشجویان معتقدند خُردنگری های موجود در سطح دانشگاه ها ریل توسعه را از حرکت بازداشته و  جامعه دانشجویی را به شدت بی انگیزه و ناامید ساخته است.

 دانشجویان باور دارند کلان‎نگری و افق دید باز مدیران آگاه از علم وشرایط روز می تواند از انرژی جوانِ موجود در جامعه برای سرعت بخشیدن به چرخ سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی استفاده کرد و ملتی سعادتمند پرورش داد.آنان با تاکید بر روحیه تعامل پذیری جنسیتی مسئولین، خواهان پیشرفت فضای آکادمیک بر پایه علم هستند نه پوشش های اجباری.

دانشجویان با تاکید بر عذرخواهی کردن مسئولان از دانشجویان دختر و پسر، خاطر نشان می کنند ملعبه هیچ تفکر سیاسی، قومی و از همه مهمتر جنسیتی  نخواهند بود و با تمام کسانی که سَم بنیاد‎گرایی را از مدرسه تا دانشگاه پخش می کنند، مبارزه خواهند کرد و دانشگاه ها را از فضای منفعل به فضای انقلابی خواهند کشانید.

و من الله توفیق.

این نامه حمایت دانشجویان دانشگاه های افغانستان، جامعه مدنی افغانستان، جریان های ترقی خواهو هنرمندان و فرهنگیان افغانستان را همراه خود دارد.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *