ضرورت ایجاد یک نهاد سوق واداره توانمند و کارآ درشمال کشور

nabi-azimi-150x150

 دست به دست شدن شهر قندوز در درازنای ده – دوازده روز درنزد همه هموطنان به ویژه آګاهان مسایل سیاسی – نظامی سخت شګفتی برانگیز و قابل پرسش است. البته در تحلیل ها و بحث و فحص های این آگاهان یکی از دلایل برجسته سقوط وسپس دست به دست شدن آن، عدم مدیریت یکدست ، سالم، نیرومند و با دسپلین نظامی – سیاسی عنوان شده است. برای رفع این کاستی بزرگ بنابر تجارب جنګ های آزادی بخش ملی به مقابل انګلیس ها و جنگ میهنی جلال آباد از دید این قلم ضرورت ایجاد یک قوماندانی مشابه به جبهه شرق بیشتر از پیش برجسته می ګردد: ګمان نمی کنم که بسیاری از دوستان به ویژه نظامیان نقش قوماندانی عمومی جبهه شرق را که در همان سحرگاه تعرض گسترده پاکستانی ها بر شهر جلال آباد تاسیس وایجاد گردید فراموش کرده باشند. این نهاد در جلسه قوماندانی اعلی قوای مسلح که زنده یاد نجیب الله آن را رهبری می کرد ایجاد شد و سترجنرال محمد آصف دلاور با اختیارات وصلاحیت های عام و تام نظامی وسیاسی نخستین قوماندان آن تعیین گردید. قوماندانی عمومی جبهه دارای یک قرارګاه مقتدر متشکل از نماینده گان تمام ارگان های نظامی و ملکی بود. از والی ولایت تا منشی کمیته ولایتی ، رییس امنیت ، فرماندهان فطعات ارتش و گارد ملی و نیرو های څارندوی ولایت عضو این قرارگاه بوده ، مکلف بودند تا هرروز درساعت معین درجلسه قوماندانی عمومی جبهه اشتراک و گزارش داده ، وظایفی را که از سوی شخص قوماندان به ایشان داده می شد ، یاد داشت واجرا کنند. در جلال آباد نیز مانند قندوز دشمن از مدت ها پیش سازماندهی کرده ودر اطراف شهر جابه جا شده بودنډ. در گزارش های منابع گوناګون کشف تعداد مجاهدین پیشین بیشتر از ده هزار تن ذکر شده بود . افسران اردوی پاکستان به کسوت ملیشه های پاکستانی به سردمداری۱۸ تن جنرالان پاکستانی جنگ جبهوی را به مقابل نیروهای قوای مسلح افغانستان پلانگذاری کرده بودند که با مقتدر ترین و کثیف ترین آتش ها ازجمله آتش های توپچی و تانک وراکت لنچرها حمایه می شد. سوق واداره جنگ را جنرالان متذکره و حمایه آتشی ، اکمالات اسلحه و مهمات و مواد لوژستیکی را اردوی پاکستان انجام می داد. در ضمن اجیران و مزدوران ممالک عربی نیز در صفوف این نیروی بزرګ به صورت چشمګیر و پرشمار حضور داشتند . فشرده آن که یک جنګ تمام عیار به راه انداخته شده بود که درنخستین بامداد جنگ به نسبت تعرض ناګهانی و سریع و همآهنگی قوت های پیاده و تانک و توپچی دشمن، قوت های ما در هر استقامت به خصوص در استقامت ضربه اصلی دشمن ( ثمرخیل ) متحمل تلفات سنگین شده و دشمن توانسته بود تا پنجصد متری میدان هوایی جلال آباد تقرب و تعرض خویش راانکشاف دهد. درهمین اوضاع و احوال که تورنجنرال دلیر کشور زنده یاد بارکزی قوماندان قول اردوی نمبر یک شهید شده وسوق واداره ازهم پاشیده و خطر سقوط شهر جلال آباد در ظرف چند ساعت آینده به صد در صد رسیده بود، ما درجلسه قرارګاه قوماندانی اعلی حضور داشتیم و هرکدام درفکر راه و چاره یی برای برونرفت از سراسیمه گی و بی روحیه گی سربازان و قطعات درحال گریز بودیم که فکر ایجاد یک قرارگاه بلند رتبه وبا صلاحیت واختیارات نا محدود برای ترتیب وتنظیم دوباره نبرد و به و جود آمدن یک خط جدید دفاعی و سوق واداره متین قطعات و جزوتام های اردو، گارد ، څارندوی ، امنیت ملی واعضای حزب دراذهان ما قوت گرفت وداکتر نجیب الله دستور داد تا بعد ازاین گروپ آوپراتیفی ستردرستیز که همراه با جنرال دلاور به جلال آباد رسیده بودند، به نام قرارگاه قوماندانی عمومی جبهه شرق یاد شود و قوماندان عمومی آن سترجنرال آصف دلاور تعیین ګردد. این قرار ګاه از همان لحظه شروع به کار کرد. تمام قطعات و نیروهای جنگی تحت یک قومانده واحد درآمدند، وحدت امرو قومانده و تشریک مساعی بین قوت های پیاده، توپچی و قوای هوایی تآمین شد. سربازان روحیه از دست رفته شان را باز یافتند و حماسه ها آفریدند. بنابراین ، حال که یک بار دیگرهمان سناریو از سوی پاکستان و مزدوران طالب اش درشمال کشور اجرا می شود، ضرور است تا یک بار دیگر مانند دوران ریاست جمهوری زنده یاد ببرک کارمل و داکتر نجیب الله ، ذون های امنیتی و قوماندانی های جبهات جنگی تشکیل و درقدم اول در قندوز به نام قوماندانی عمومی جبهه شمال یا جبهه باختر( به زبان پهلوی باختر به معنی شمال آمده است ) بدون تاخیر ایجاد و قوت های شامل جنگ را زیر یک قومانده واحد و متین درآورد. نیاز به گفتن نیست که قوماندان عمومی باید و حتماْ از صلاحیت های عام و تام در همه بخش ها برخوردار باشد وبتواند بدون ترس از مرکز قانون را تطبیق و مجازات و مکافات را با قاطعیت نظامی تطبیق کند. تا نظر دوستان ارجمند چه باشد ؟

 

شما ممکن است این را هم بپسندید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *