اسلام و دموکراسی

Wesley-Robin-e1467085626900

ژان بودِن گفت: مردم یگانه ثروت اند. ” حرف او را می توان طوری دیگر جمله بندی کرد:  مردم یگانه نیرو اند.  در سیاست ، جنگ ـ در اغلب موارد (نه همیشه) ـ تبدیل به عامل

تعیین کننده می شود. جنگ همتراز با قدامت جهان است و اهمیت آن سوا از دگرگونی های فنی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی نیست.

ما غربی ها در دموکراسی زندگی می کنیم. شیوه رهبری جامعه ما یعنی یک فرد دارای یک حق رای است. قدرت به مردم صلاحیت می دهد تا رای شان را برای انتخاب در دور اول و یا دوم  جدا از سیستم اکثریتی یا متناسبی به کار برند. دقیقا در این پرنسیپ ضعف اصلی دموکراسی نهفته است. موضوع از این قرار است که ما را افریقایی سازی دموکراسی تهدید می کند.

طوری که برنارد لیوگان [Bernard Lugan] بار ها تاکید نموده دموکراسی در افریقا نمی تواند وجود داشته باشد، زیرا در آنجا هماره با اشکال مختلف از اجتماع های دارای ویژگی های قومی و مذهبی برخورد می کند و به شکست مواجه می شود. هنگامی که تمام اعضای  یک گروه یا یک قبیله  برای خودی های شان رأی بدهند، در فرجام پیروزی از آنیست که بزرگترباشد. نتیجه انتخابات مربوط به موضوع جمعیت یا دموگرافی می گردد.

در فرانسه مفهوم امت در میان جوامع مذهبی –  سبب می شود که اسلام  اگر به صورت حزب نقش نداشته باشد حداقل به یک  خانواده سیاسی مبدل می شود. برخی ها استدلال می کنند که در میان این گروه ها شگاف هایی بر اساس کشور ها مبدأ وجود دارد که به دیدگاه های میانه و یا رادیکال طبقه بندی می شوند. اما در هر مسلمانان چیز های  همگن  و یکنواخت وجود دارد که در خانواده های سیاسی سنتی موجود نیست. لازم به یادآوریست که اسلام می تواند مسلمانان را در اطراف مراسم مذهبی (نماز و روزه) و یا مقررات عمومی (تابو در خوردن غذا ها، عدم درک از تثلیث مسیحی و غیره) بسیج کند. اگر این گروه اکثریت شوند، آنگاه دست رهبران جوامع مسلمان برای مبارزه سیاسی بسته خواهد شد . مسلمانان قادر به پیروزی در همه انتخابات می شوند. و مراعات اصل کلیدی دموکراسی  یعنی انتخابات دیگر چیزی عادی برای  فرانسه نخواهد بود

رسیدن تا بدانجا  هنوز بسیار دور است. اما بیایید به امامان فرانسه نظری افگنیم و ببینیم که تا چی حد فعال اند. تأثیر فعالیت  گسترده آنها تا پیش از اکثریت شدن مسلمانان به شدت محسوس است. همانطور که میشل تریبلا [Michèle Tribalat] در  یک مصاحبه با اتلانتیکو Аtlantico اشاره کرد “هنگامی که یک فرهنگ با مدارا میزبان فرهنگ غیر منعطف می گردد، معمولا دومی جای اولی را اشغال می کند. بنابراین حضور اقلیت رشد یابنده مسلمان باید ما را  به این فکر وا دارد که روش ما در برابر آنها چگونه باید باشد.” ممکن فرهنگ تالورانس یا مدارا عامل شکست ما باشد.

در هر صورت، در آینده نه بسیار دور ما محکوم به شکست خواهیم بود، اگر رشد جمعیت ما تصحیح نگردد، ما با ملا های فرانسوی کنار نخواهیم آمد.

 

شما ممکن است این را هم بپسندید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *