لویاتان* حاکم بر مقدرات مان

160307_r27771-863 (1)برخلاف لویاتان هابز یعنی دولت ـ لویاتان حاکم بر مقدرات افغانستان سیستم مافیایی است که از اواسط دهه 1980 توسط  ساختار های استخباراتی غربی در منطقه ایجاد گردید ـ  امروز هم تمام رهبری دولت را در اختیار دارد و هم برون از دولت را. متأسفانه فهم و دید آگاهان سیاسی کشور ما نه در مسیر تحلیل و کنکاش برنامه های بزرگ  ستراتیژیک است، بلکه بیشتر یا مصروف روزمرگی ها و یا تصفیه حساب های گذشته می باشد.

از Louis Hubert Gonzalve Lyautey لویی هیوبرت گونزالف لیوتی مارشال فرانسوی و فرمانده شمال افریقا نقل می شود که: “روزی در گرمای سوزان از دفترش بیرون شد و به مادونان دستور داد تا برای رفع گرمی در دو سوی جاده درخت بنشانند. یکی از مادونان صدا زد: برای این که درختان سایه بدهند 50 سال در کار است!
مارشال گفت: به همین خاطر کار را از امروز آغاز کنید.” برنامه  کنترول کشور های اسلامی هم پیشینه دور و دراز دارد.

ـ حرکت های اسلامیستی شروع از سید جمال الدین افغانی تا شاگردانش در مصر همه برنامه های دراز مدت در راستای تأمین ستراتیژی های امپراتوری بریتانیا و تسلط آن بر جهان اسلام بوده اند.

ـ پس از پایان جنگ جهانی دوم همه ساختار های اسلامیستی ی که مطابق پلان آلمان هیتلری باید علیه شوروی سابق استفاده می شد، به دست امریکایی ها افتاد. از دهه 1950 این ساختار ها بخشی از ستراتیژی بزرگ  و شامل آن شدند.

ـ جنگ افغانستان و در کل منطقه، برنامه چندی پیش نیست. امریکایی ها از نیمه اول دهه 1970 برنامه های در مناطق قبایل دو سوی مرز میان افغانستان و پاکستان را روی دست گرفته بودند.

ـ بعد از کودتای اپریل  1978 در افغانستان, اسلامیسم و اسلام سیاسی ساخته شده توسط استخبارات غربی در عمل به یکی از ابزار های ستراتیژی بزرگ غرب و متحدین آن در کل و ایالات متحده امریکا و بریتانیا به طور اخص مبدل شد.
ـ اساس ستراتیژی بزرگ عبارت از بی ثباتی ژئوپولتیک “ایروآزین” بوده است.

ـ این ستراتیژی در دو بُعد سیاسی ـ نظامی و اقتصادی پی ریزی شده بود.

ـ بُعد سیاسی ـ نظامی عبارت از تسلیح و حمایت از تمام ساختار های اسلامیستی ـ جهادی  علیه امپراتوری شوروی بود.

ـ بُعد اقتصادی آن تداوم “جنگ تریاک” در منطقه، تامین و تمویل نیاز های مادی جنگ به قیمت “انسان کشی با مواد مخدره” بود.

ـ این ستراتیژی در الویت خویش کشت و تولید تریاک و هیروئین را قرار داد.

ـ پس از جنگ اول عراق ـ امریکا و فروریزی دولت رییس جمهور نجیب الله، بخش از متحدین اسلامیستی عنان اطاعت دریدند و از سودان تا افغانستان علیه ولی نعمت اصلی یعنی ایالات متحده امریکا و بریتانیا به مخالفت برخاستند.

ـ مرکز ستیزه جویی و پرورش ستیزه جویان اسلام سیاسی افغانستان بود.

ـ باید پادزهر و جاگزین برای اسلام سیاسی و انترناسیونال ایجاد می شد.

ـ طالبان را از وسط دهه 1990 ایجاد نمودند که از یکسو با اسلام سنتی بر اندام اسلام سیاسی ضربه وارد کند و از سوی دیگر جلو تشتت در برنامه “جنگ جدید تریاک” را بگیرد.

ـ از پایان دهه 1990 ستراتیژی تسلط مستقیم بر “ایروآزین” مطرح شد و از آغازه هزاره سوم برای تکمیل آن ستراتیژی “خاور میانه بزرگ” و بعد “آسیای میانه بزرگ” طرح ریزی شد.

ـ رویداد 11 سپتامبر 2001 هرگونه که توجیه شود، در واقع سرآغاز تحقق برنامه ژئو ستراتیژیک بود که از قلب ژئوپولتیک افغانستان آغاز می شد.

ـ وظایف طالبان به پایان رسیده بود.

ـ تسلط بر کشتزار های تریاک، تامین و افزایش کشت آن برای صدور “جنگ تریاک” و گسترش بازار مصرفی یکی از الویت ها بود.

ـ بریتانیای که جنگ نخست تریاک را علیه چین آغاز نموده بود، در اولین اقدام هلمند را اشغال کرد و با بیش از ده هزار قوا، اجازه داد تا آن ولایت به تنهایی 90 در صد تریاک جهان را تولید کند.

ـ بعد ها امریکایی نیز داخل حوزه پُر درآمد  هلمند شدند.

ـ جنگی که بعد از سقوط طالبان و زیر نام طالبان انجام می شود، در اصل جنگ مافیای تریاک و هیروئین افغانستان است، که نام آن را طالب گذاشته اند. این نام شبیه “یاکودزا” جاپان یا “تریاد” چین است.

ـ جنگ سالهای اخیر نه جنگ قدرت در مفهوم کلاسیک بلکه جنگ رقابتی گروه های مافیایی با دولت های است که کوشیدند مسیر های تجارت مواد مخدره را در دست خویش داشته باشند.

ـ همزمان با پایان برنامه خروج حداکثر از افغانستان، ستراتیژی کهنه ابزار اسلامی الویت دوباره یافت.

ـ اسلام سنتی طالبانی که بیشتر بر مناسبات قومی پشتونی استوار بود توسط  گروه ستیزه جوی و انترناسیونال جدید به نام داعش تعدیل شد.

ـ جنگ ها از سوریه و عراق تا افغانستان نشانه یی از بازتولید ابزار کهنه با نام جدید بنیادگرایی است که خواستار ایجاد خلافت اسلامی در سرزمین های می باشد، که غرب و در رأس امریکا در آنجا پای محکم ندارند.

***
بدینگونه تنها در بخشی از کشور های اسلامی که نزدیک به مرز های ایران، چین و روسیه است، این همه تحولات رونما می گردد.

به باور من شناخت اینها کار دشواری نیست، هرگاه دیدگاه های ستراتیژیست های امریکایی را درست بدانیم. فردیک استار، دوست آقای اشرف غنی و طراح آسیای میانه بزرگ، جورج فریدمن، زبیگنیو برژینسکی، ریچارد پرل، پال ولفوویتس و دیگران کسانی اند که اساس این ستراتیژی را گذاشته اند.

کارل مارکس بیش از یکنیم سده پیش در مقاله هایش زیر عنوان “تاریخ تجارت تریاک” مسایلی را مطرح کرده بود که امروز هم همان الویت را داراست.

فشرده دیدگاه های مارکس که برای New-York Daily Tribune میان سالهای 1853 ـ 1858 نوشته شده چنین است:

در حوزه اقتصادی

– پخش و فروش غیرقانونی مواد مخدره منجر به وخامت شدید سلامتی مردم ، کاهش مولدیت، ناتوانی  در خرید کالا ها از حوزه تجارت قانونی بدین دلیل می گردد که آنها تمام پول در دست داشته یی شان را برای خرید مواد مخدر مصرف می کنند؛

– قاچاق مواد مخدر در درون یک دولت سبب نابودی مستقیم جمعیت آن می گردد.

در حوزه سیاسی

– دست داشتن مقامات با جنایتکاران سبب گسترش فساد در دستگاه دولت و پوسیدگی آن می شود؛

– فساد اداری، سوار بر بربادی توده ها، سبب تضعیف قدرت دولتی می گردد؛

– پخش و فروش غیرقانونی مواد مخدر در درون یک دولت سبب می شود تا تجارت مواد مخدره از مرز های آن خارج شده و به به قلمرو کشورهای همسایه سرایت نماید درنیتجه قاچاق مواد مخدره خصلت بین المللی می گیرد.

در حوزه عقیدتی

– قاچاقچیان مواد مخدره به تبلیغ تجارت تریاک نسبت به تبلیغ دینی ارجحیت قایل می شوند؛

– قاچاقچیان سیاست دوگانه را به پیش می برند: از یکسو روی آسیب های سوء مصرف مواد مخدره تاکید می ورزند  و از سوی دیگر، فروش آن را گسترش می بخشند.

در حوزه قانونگذاری

– پاسخ نادرست دولت از منظر قانونی سبب می شود تا  قاچاقچیان مواد مخدره فعالیت های شان را محرمانه به پیش برند.

در حوزه علمی

– بررسی مشکل مواد مخدره بر می گردد به تاریخ بشر.

در حوزه جنایی

– جنایتکاران بازار های مصرفی تریاک را ایجاد می کنند و مردم را به زور سلاح به مصرف آن وامی دارند؛

– اعتیاد سبب جنایات دیگر از قبیل قتل و سرقت می شود؛

– توسعه قاچاق مواد مخدره سبب ایجاد شبکه های گسترده جنایتی می گردد.

امروز مواد مخدره با الیگارشی مالی ـ مافیایی بر کشور ما حاکم است. طبق آمار بیش از 10 در صد جمعیت کشور معتاد به مصرف هیروئین می باشد و همزمان چرس یا حشیش را نیز بدان باید اضافه کرد.

در روسیه، ایران، چین و آسیای میانه بیش از 80 میلیون مصاب به اعتیاد مواد مخدره افغانستان شده اند.

هنوز هم بازار چین بسته است و تلاش صورت می گیرد تا از طریق گروه های بنیادگرای  اسلامی ترکستان شرقی و اویغوری باز شود. تخمین زده می شود منطقه پوتانسیل صدها میلیارد دالر از مصرف مواد مخدره افغانستان را دارا می باشد.

مگر از این طریق راه تسلط بر انسانها و مناطق ساده نیست؟

فیاض بهرمان نجیمی

شما ممکن است این را هم بپسندید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *